عنوان: اختصاص تعیین نحله یا اجرت المثل به طلاق به درخواست زوج

پیام: تعیین نحله یا اجرت المثل مخصوص موردی است که درخواست طلاق از سوی زوج باشد.


مستندات: ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق

شماره دادنامه قطعی :
۹۱۰۹۹۷۰۹۰۷۲۰۰۹۹۳
تاریخ دادنامه قطعی :
۱۳۹۱/۱۲/۰۶
گروه رأی:
حقوقی

خلاصه جریان پرونده

خانم ف.گ. فرزند الف. دادخواستی به طرفیت آقای م.چ. فرزند ک. و به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم کرده و توضیح داده است به موجب سند رسمی به شماره ترتیب ۴۱۷۲-۲۲/۷/۱۳۶۴ دفتر ثبت ازدواج شماره ۱۹  به عقد ازدواج دائمی خوانده درآمده ام و علی رغم داشتن چهار فرزند مشترک به لحاظ عدم تفاهم و نداشتن امنیت جانی و اجتماعی ادامه زندگی مشترک برایم فراهم نمی باشد و در عسر و حرج قرار دارم لذا درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم شعبه پنجم دادگاه عمومی حقوقی  در وقت مقرر با حضور زوجین تشکیل شده است. خواهان اظهارداشته خوانده به عناوین مختلف مرا تحت فشار قرار داده که برو دادخواست طلاق بده من هم می آیم امضاء می کنم و مرا کتک کاری کرده؛ که شکایت کردم دلم سوخت رضایت دادم و حتی یک ماه قبل هم شکایت کردم که باز رضایت دادم در منزل امنیت جانی ندارم، رابطه با زنان دارد و فساد اخلاقی وی برای من محرز شده که حتی صدای او را ضبط کردم ۰۰۰ به خاطر بچه ها تا حال تحمل کردم. خوانده اظهار داشته خواهان دچار توهم شده و بیمار است قسمت اول حرف هایش را قبول ندارم طلاق می خواهد با کمال میل حاضرم او را طلاق بدهم چون ایشان می خواهد طلاق بگیرد. خواهان اظهار داشته در مورد مسایل مالی من طلاق می خواهم مهریه و اجرت المثل و نحله و نفقه ایام گذشته به مدت ۵ سال را می خواهم اگر نفقه داده باشد فقط تخم مرغ و نان داده و یک ذره گوشت بوده است و الان با همدیگر زندگی می کنیم قبلاً یک بار طلاق گرفتیم ولی در زمان عده رجوع کردیم چهار فرزند داریم که جملگی کبیرند از جهیزیه یخچال و چرخ خیاطی و خرت و پرت مانده است در خصوص بذل مهریه اگر امضاء یا اثر انگشت دارد قبول دارم ولی باید ثابت شود که امضاء و اثر انگشت متعلق به من بوده است. خوانده اظهار داشته مهریه را بخشیده اگر حق دارد دادگاه به او بدهد نامه بذل مهریه را ارائه خواهم نمود و جهیزیه را تحویل می دهم. دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناس را صادر کرده تا نسبت به تعیین نحله و نفقه ایام عده اقدام نماید و کارشناس اجرت المثل ایام زندگی مشترک را تعیین نموده است (صفحه ۱۶ پرونده) خوانده نسبت به آن اعتراض نموده و تعیین آنرا در زمانی دانسته که تقاضای طلاق از طرف مرد باشد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادرکرده است داور زوجه نظریه خود را به شرح صفحه ۳۲ پرونده و داور زوج به شرح صفحه ۳۷ پرونده نظریه خود را جداگانه اعلام کرده اند. شعبه ۵ دادگاه عمومی حقوقی  از دفتر اسناد رسمی شماره ۵  خواسته چنانچه زوجه مهریه خود را بذل نموده اعلام دارد که سردفتر اسناد رسمی شماره۵  با ارسال کپی سند (اقرار وصول مهریه) اعلام نموده خانم ف.گ. اقرار به وصول کلیه وجه الصداق مندرج در عقدنامه شماره ۴۱۷۲-۲۲/۷/۶۴ دفتر ازدواج شماره ۱۹  را که به شماره ۳۵۰۳۹-۱۶/۴/۶۶ این دفتر ثبت شده نموده است. شعبه ۵ دادگاه عمومی حقوقی به موجب رأی شماره ۱۶۴-۴/۳/۱۳۹۱ درخصوص دعوی خواهان به شرح فوق با ذکر جریان پرونده به شرح فوق و با احراز رابطه زوجیت دائم فی مابین طرفین دعوی به موجب سند رسمی ازدواج و اینکه زوجه به موجب اقرارنامه رسمی شماره ۳۵۰۳۹ دفتر اسناد رسمی شماره ۵  اقرار به دریافت مهریه خود نموده است و اینکه مساعی دادگاه و داوران در ایجاد صلح و سازش به نتیجه نرسیده است دعوی خواهان را وارد دانسته و گواهی عدم امکان سازش زوجین را صادرکرده است که با توجه به اقرار زوجه در دادگاه و لایحه پیوست، زوجه می تواند با رعایت موارد زیر به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و خود را برای بار دوم به اطلاق رجعی مطلقه نماید ۱- زوجه قبلاً مهریه خود را دریافت نموده است ۲- زوج می بایست از باب نحله مبلغ سیزده میلیون و پانصد هزار تومان به زوجه بپردازد ۳- با توجه به اینکه زوجه در مورد عدم پرداخت نفقه توسط زوج دلیل و مدرکی ارائه ننموده، نفقه ای به او تعلق نمی گیرد ۴- در مورد جهیزیه زوج اظهار نمودکه جهیزیه اش را تحـویل می دهد۰۰۰ ۵- فرزندان مشترک زوجین، کبیرند. آقای م.چ. نسبت به دادنامه یاد شده تجدیدنظرخواهی به عمل آورده است که پس از ابلاغ نسخه ثانی دادخواست تجدیدنظر وضمایم در دفتر دادگاه به تجدیدنظرخوانده و مضی مهلت پاسخگوئی شعبه ۵ دادگاه تجدیدنظر استان لرستان به موجب رأی شماره ۳۹۷-۲۱/۵/۱۳۹۱ با رد اعتراض رأی تجدیدنظرخواسته را تأیید کرده است. آقای م.چ. نسبت به دادنامه فوق الذکر فرجام خواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است لایحه اعتراضییه به هنگام شور قرائت می شود.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی وارد و پرونده دارای نواقص تحقیقاتی به شرح زیر است:۱- دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش از سوی خانم ف.گ. تقدیم شده است و دلایل زوجه در مورد سوء رفتار زوج و نداشتن امنیت جانی در ادامه زندگی مشترک نیز بیان شده است ضرورت داشته دادگاه ضمن اخذ توضیح از زوجین و تحقیق از فرزندان مشترک که از نزدیک در جریان رفتار والدین خود نسبت به یکدیگر می باشند و نیز تحقیق از مددکار اجتماعی حوزه قضائی و در غیاب آن از طریق مددکاران اجتماعی اداره بهزیستی در مورد رفتار زوج با زوجه تحقیقات کافی به عمل می آورد. ۲- تعیین نحله یا اجرت المثل و قید نوع طلاق رجعی صحیح به نظر نمی رسد زیر تعیین نحله یا اجرت المثل در موردی است که درخواست طلاق از سوی زوج باشد و با رعایت مقررات ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق و تبصره ۶ آن تعیین می گردد. در مانحن فیه زوجه در مورد اجرت المثل دادخواست هم تقدیم نکرده است که بتوان بر اساس قانون الحاق یک تبصره به ماده ۳۳۶ قانون مدنی مصوب ۲۱/۱۱/۸۵ اقدام نمود لذا در صورت احراز عسر و حرج زوجه و یا در صورت احراز سوء رفتار و سوء معاشرت زوج و تحقق تخلف زوج از شرط ضمن عقد ازدواج حسب مورد باید نسبت به صدور حکم طلاق یا صدور گواهی عدم امکان سازش که در این مورد در صورت بذل مال و قبول بذل تعیین نوع طلاق با زوجه است نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نمود لذا بنا به مراتب به استناد بند الف ماده ۴۰۱ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی فرجام خواسته را نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه پنجم دادگاه محترم تجدیدنظر استان لرستان ارجاع می گردد.
 رییس شعبه ۱۲ دیوان عالی کشور – مستشار
طیبی – اسلامی