عنوان: عدم مشروعیت انعقاد عقد نکاح از طریق تلفن

پیام: اعلام اراده و قصد و نیت به منظور انعقاد عقد نکاح از طریق تلفن فاقد اعتبار قانونی است.

شماره دادنامه قطعی :
۹۱۰۹۹۷۰۹۰۶۸۰۱۸۰۰
تاریخ دادنامه قطعی :
۱۳۹۱/۱۲/۰۸
گروه رأی:
حقوقی

خلاصه جریان پرونده

خانم م.الف. با وکالت آقای س.ح. به طرفیت آقای ر.س. دادخواستی به خواسته اثبات زوجیت دایم مستنداً به استشهادیه (گواهی گواهان) پیوست دادخواست در تاریخ ۷/۱۰/۸۹ در دادگاه عمومی حقوقی  مطرح نموده است که به شعبه ۱۷ حقوقی ارجاع شده است در متن دادخواست وکیل خواهان گفته است موکله در ماه آذر سال ۸۳ به عقد دائم خوانده درآمده که چندین سال است با هم زندگی می نمایند لیکن اخیراً منکر رابطه زوجیت دائم شده و از ثبت ازدواج امتناع می نماید مستنداً به ماده ۱ قانون ازدواج و انکار زوجیت مصوب سال ۱۳۱۱ تقاضای اثبات رابطه زوجیت دایم دارد. دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است و طرفین را دعوت به رسیدگی نموده است در جلسه مورخ ۳۱/۱/۹۰ خوانده حضور نداشته ولی اخطاریه وی ابلاغ شده است خواهان و وکیل او حاضر شده اند وکیل خواهان گفته است خواسته موکل به شرح دادخواست است عقد زوجیت دائم با مهریه یک جلد کلام الله و ۱۴ عدد سکه و ۲۰ میلیون تومان وجه نقد در آذر سال ۸۳ منعقد شده است قباله ازدواج تنظیم شده نزد خوانده است و طرفین با هم در حال زندگی کردن می باشند [لیکن] از ثبت ازدواج … امتناع می نماید. دلایل دعوی، شهود تعرفه شده هستند که حاضر به ادای شهادت هستند خواهان گفته است تا سه روز قبل با من زندگی می کرد حالا رفته نزد زن دیگرش تقاضای استماع شهادت شهود دارم دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده و در اوراق جداگانه در برگ های ۸ الی ۱۱ پرونده از آنان تحقیق نموده است که دو نفر از شهود فرزندان خواهان و یک نفر برادر او و یک نفر هم شوهر دخترش که از همسر قبلی او بوده اند بر صحت ادعای او شهادت داده اند از خوانده لایحه ای واصل شده که به شماره ۹۰۱۰۰۹۰۳۵۱۷۰۰۲۱۳ مورخ ۳/۲/۹۰ ثبت دفتر شده است و ضمن اعلام معذوریت در عدم حضور جلسه مورخ ۳۱/۱/۹۰ تصویر سند عادی تنظیمی بین خودش و خواهان را به عنوان صیغه نامه عادی ۵ ساله که به امضاء شهود و عاقد رسیده است (برگ ۱۳ پرونده) با استشهادیه ای که مفاداً حاکی است عقد زوجیت انقطاعی فی مابین با توافق در پایان مدت ۵ سال منتفی شده است (برگ ۱۴ پرونده) گفته است من با خواهان عقد موقت ۵ ساله نموده ام و برابر توافق نامه صورت گرفته در پایان مدت از هم جدا شده ایم من شوهر پنجم این خانم هستم و او را شخص کلاهبردار معرفی کرده است دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه ۹۰/۱۲۵ با توجه به استشهادیه پیوست دادخواست و شهادت شهود و عدم حضور خوانده در جلسه دادرسی علیرغم ابلاغ اخطاریه و اینکه دفاعی به عمل نیاورده است دعوی خواهان را صحیح تلقی و حکم به اثبات علقه زوجیت دائم فی مابین مستنداً به مواد ۱۰۶۲ و ۱۰۶۳ و ۱۰۷۵ قانون مدنی صادر نموده است رأی صادره را غیابی اعلام نموده است (این رأی ظاهراً قبل از وصول لایحه خوانده صادر شده است) در تاریخ ۶/۲/۹۰ آقای ر.س. با وکالت آقای ع.ص. وکیل پایه ۱ دادگستری از رأی غیابی صادره واخواهی نموده است وکیل واخواه دعوی مطروحه از سوی خواهان بدوی را مستند به دلایل و مدارک کذب و بی اساس دانسته که به قصد ایجاد مزاحمت علیه موکلش اقامه شده است و کپی صیغه نامه موقت و استشهادیه محلی و شهادت شهود را از جمله مستندات خود دانسته است دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده در جلسه مورخ ۴/۵/۹۰ وکیل واخوانده با رویت سند عادی استنادی و ابرازی وکیل واخواه امضاء موکله خود را ذیل آن انکار نموده و امضاء شهود و مندرجات آن را نیز مورد تردید قرارداده است تقاضای تحقیق از شهود و عاقد را نموده است واخواه گفته است با توجه به اینکه در پشت نسخه کاربنی که در اختیار واخوانده است با همان شرایط عقدنامه تمدید شده است عاقد فوت کرده شهود حاضر می شوند دادگاه قرار رسیدگی به اصالت سند ابرازی و استماع شهادت شهود صادر نموده است و به واخواه تذکر داده شده است شهود امضاء کننده ذیل سند را همراه بیاورد. در جلسه مورخ ۲/۸/۹۰ از شهود در اوراق ۳۱ الی ۳۵ پرونده تحقیق به عمل آمده است دادگاه پس از تحقیقات صورت گرفته به شرح دادنامه ۹۰/۱۲۲۸ واخواهی آقای ر.س. را نسبت به دادنامه غیابی وارد ندانسته زیرا: در قباله نامه مورخ ۱۲/۱۰/۸۳ که مورد استناد است هیچ گونه قیدی، که دلالت بر عقد موقت نماید، نیامده است واخوانده امضاء خودش را ذیل قباله نامه مذکور منکر گردیده است و واخواه اظهار داشته. موقع نوشتن این قباله نامه واخوانده حضور نداشت من قباله را بردم نزد ایشان نسخه خودش را امضاء کرد و نسخه ای که نزد من بود مرا در بغلش گرفت و خودکار مرا در دست من داد و دستش در دست من امضاء کرد و واخواه به شهادت مسجلین ذیل قباله نامه استناد نموده که دادگاه به استناد مواد ۱۹۹ و ۲۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی جهت کشف حقیقت از آنان جداگانه تحقیق نمود که احد از شهود بنام الف.الف. زمان عقد را از سه سال تا ۸ سال اعلام نموده و اظهار می کند که موقع نوشتن این عقدنامه این خانم حضور نداشت و قباله را سید روحانی نوشت در حالی که واخواه اظهار داشته قباله را یک نفر که اسمش را نمی دانم نوشته است شاهد دیگر بنام ف.ن. اظهار داشته سند را یک سید روحانی نوشت و موقع نوشتن و خواندن صیغه این خانم حضور داشت و شاهد دیگر به نام م.س. در جلسه حضور نداشته و ذیل سند را نیز امضاء نکرده است که بین اظهارات واخواه و شهود تعارض وجود دارد واخواه در جلسه ۴/۵/۹۰ گفته است عاقد فوت کرده است. ولی در جلسه ۲/۸/۹۰ گفته است نمی دانم عاقد کجاست رهگذر بوده است با توجه به مراتب نظر به اینکه اصل بر انعقاد نکاح دائم بوده نه انقطاعی و شهود نیز بر دوام عقد نکاح شهادت داده اند لذا ضمن رد واخواهی به استناد ماده ۳۰۸ قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه غیابی را عیناً تأیید نموده است از این رأی وکیل آقای ر.س. تجدیدنظرخواهی نموده شعبه ۱۹ دادگاه تجدیدنظر استان  اخذ توضیح از طرفین و ملاحظه اصل سند عادی مورد ادعا را ضروری دانسته و نیز توضیح از آقای م.ق. به عنوان مطلع (موضوع برگ ۶۰ پرونده) چون ضرورت داشته وقت جهت دادرسی تعیین نموده و از طرفین و حضور گواه دعوت به عمل آمده است که در جلسه دادرسی مورخ ۲۵/۶/۹۱ ضمن اخذ توضیح از طرفین و وکلای آنان از آقای م.ق. در اوراق ۶۹ الی ۷۷ پرونده تحقیق به عمل آمده که م.ق. جریان مراجعه طرفین جهت تنظیم سند عقد عادی که بین آنان از وقوع موقت بودن عقد و دائمه بودن عقد شان اختلاف بوده است را مشروحاً بیان نموده است و گفته است چون اختلاف داشتند من دائم یا موقت بودن آن را خالی گذاشتم چیزی ننوشتم از اینکه عقد شان دائم بوده یا موقت خبری ندارم دادگاه بر توضیحات جلسه مذکور ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه ۹۱/۷۰۹ چون وقوع عقد زوجیت فی مابین زوجین محرز بوده و از این حیث مناقشه ای در بین نیست النهایه اختلاف در نوع آن است که دلایل اثباتی آقای ر.س. انقطاعی بودن عقد مذکور کافی به مقصود او نیست زیرا اظهارات متناقض او در جلسات دادرسی و اینکه نوشته استنادی او فاقد ارزش قضایی بوده چون به امضاء زوجه نرسیده است و فردی که به عنوان عاقد معرفی شده نیز از اجرای صیغه عقد نکاح اعم از دائم یا متقطع اظهار بی اطلاعی کرده است موجبی جهت نقض رأی بدوی ندانسته با رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستنداً به ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی رأی بدوی را تأیید نموده است و در مورد مهریه که خواسته نبوده است خود را مواجه با تکلیفی ندانسته است از این رأی فرجام خواهی از سوی آقای ر.س. به عمل آمده که هنگام شور لایحه وی با گزارش قرائت می شود.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

ادعای تلفنی اخذ نمودن ایجاب عقد انقطاعی توسط عاقد از سوی زوج آقای ر.س. که در لایحه فرجامی و در جلسات اخیر دادرسی مطرح شده است معارض با مفاد اظهارات و لایحه اولیه او در پرونده کار است ضمن اینکه هنوز در قوانین موضوعه ارزش اعلام اراده و قصد و نیت برای عقد از طریق تلفن فاقد اعتبار قانونی است خاصه که زوجه مدعی دوام عقد زوجیت بوده و قراین و امارات و اظهارات شهود تعرفه شده از سوی او مؤید صحت ادعای اوست و اظهارات زوج که پس از انقضای ۵ سال عقد انقطاعی اولیه مجدداً برای یک سال دیگر این عقد تمدید شده است نیز متکی به دلیل اثباتی نبوده بلکه در جهت مخدوش بودن ادعای زوجه است که بر دائم بودن عقد و تداوم آن تا تاریخ اقامه دعوی چنین ادعایی مطرح شده است لذا بر تشخیص دادگاه محترم بدوی و تجدیدنظر با توجه به استدلال به عمل آمده در رأی خدشه ای که مؤثر در نقض رأی باشند وارد نگردیده و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز موجبی جهت تخدیش رسیدگی های معموله و رأی صادره نیست مستنداً به ماده ۳۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی رأی فرجام خواسته ابرام می گردد.
 رییس شعبه ۸ دیوان عالی کشور- مستشار – عضو معاون
 حسن عباسیان – ناصح – کریم پور نطنزی