عنوان: تفاوت دعوای اصلاح شناسنامه و دعوای ابطال شناسنامه

پیام: ممنوعیت مقرر در ماده واحده قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی مصوب 2/11/67 در مورد منع تغییر بیش از یک بار سند سجلی، درمورد اصلاح شناسنامه است و شامل دعوی ابطال شناسنامه نمی شود.


مستندات: قانون ماده واحده حفظ اعتبار اسناد سجلی 1367

شماره دادنامه قطعی :
9209970269500595
تاریخ دادنامه قطعی :
1392/05/26
گروه رأی:
حقوقی

رأی دادگاه بدوی

درخصوص دعوی آقای ر.ل. فرزند ع. به طرفیت [ثبت] احوال تهران، به خواسته صدور حکم بر ابطال شناسنامه شماره 695515 ـ الف 78 و صدور شناسنامه جدید با تاریخ 1334. با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده، جری تشریفات قانونی، دعوت طرفین، استماع اظهارات خواهان و تحقیق از گواهان مورد تعرفه و مداقه در لایحه ابرازی اداره محترم خوانده، مثبت به شماره نظر به اینکه اولاًـ مودای گواهی گواهان مورد تعرفه خواهان که با رعایت مقررات قانونی آیین دادرسی مدنی از آنان تحقیق شده است، برصحت ادعای خواهان و تاریخ تولد واقعی وی دلالت دارد. ثانیاًـ خوانده محترم در قبال دعوی مطروحه، دفاع خاصی معمول نداشته و دلیل مخالفی اقامه ننموده است و ایراد مختومه توسط اداره محترم ثبت احوال، به لحاظ اقدام پدر خواهان، … تغییر تاریخ تولد وی در سال 1349 موجه نمی باشد. براین اساس، دادگاه دعوی خواهان را محمول به صحت تشخیص و به استناد ماده 4 قانون ثبت احوال و ماده 995 قانون مدنی، حکم بر ابطال شناسنامه شماره 695515 ـ الف 78 و صدور شناسنامه جدید با تاریخ تولد 1334 و حفظ سایر مشخصات سند سجلی صادر و اعلام می نماید. رأی صادره حضوری محسوب، ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان می باشد.
دادرس شعبه 14 دادگاه حقوقی تهران ـ مظلومی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

درخصوص تجدیدنظرخواهی اداره ثبت احوال منطقه مرکز تهران به طرفیت ر.ل. نسبت به دادنامه شماره 20093 ـ 16/2/92 صادره از شعبه 14 دادگاه عمومی حقوقی تهران، در مهلت و زمان قانونی موضوع کلاسه 91/14/400217 که به موجب آن نام برده به ابطال شناسنامه شماره 695515 ـ الف 78 و صدور شناسنامه جدید با تاریخ 1334 با حفظ سایر مشخصات سند سجلی محکوم گردیده، مورد بررسی قرارگرفت. ازتوجه به مستندات دعوی و اظهارات مکتوب در پرونده، ایراد و اعتراض تجدیدنظرخواه به نحوی نیست که نقض دادنامه بدوی را ایجاب نماید و مخالفت آن را با قانون و دلایل موجود در پرونده حکایت نماید و جهات درخواست تجدیدنظر، با شقوق یاد شده در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی، انطباق ندارد و دادنامه طی رسیدگی های لازم، برابر اصول و موازین قانونی صادرشده و خدشه و خللی بر آن وارد نیست؛ زیرا خواهان مستند دعوی خود را شهادت شهود اعلام نموده که گواهان تعرفه شده درمحضر دادگاه، مراتب دعوی خواهان را گواهی کرده اند و برابر ماده 234 قانون آیین دادرسی مدنی، هریک از طرفین دعوی می تواند گواهان طرف مقابل راجرح نماید. از آنجا که ازسوی تجدیدنظرخواه نسبت به گواهی گواهان جرحی صورت نگرفته و دلیل دیگری به رد دعوی وی ارائه نداده و اینکه درلایحه اعتراضیه، استناد کرده طبق ماده واحد قانون حفظ اعتباراسناد سجلی مصوب 2/11/67، صاحبان شناسنامه یک بار می توانند درخواست اصلاح شناسنامه نمایند، برای باردوم پذیرفته نیست موضوع منصرف از ماده واحده است. زیرا ماده واحده یادشده درمورد اصلاح شناسنامه است و شامل دعوی ابطال شناسنامه نبوده که دادگاه براساس دلایل و مدارک ابرازی مبادرت به انشا رأی نموده و دراین مرحله از دادرسی تجدیدنظرخواه دلیل و مدرک موجهی که متضمن جهت موجه نقض دادنامه بدوی گردد، به دادگاه ارائه نداده. لذا دادگاه به استناد قسمت اخیرماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی وماده 995 قانون مدنی و رأی وحدت رویه 2ـ 22/1/62 هیأت عمومی دیوان محترم عالی کشور، ضمن رد اعتراض، دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید و استوار می گردد. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 52 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
قربان وند ـ فهیمی