عنوان: شبهه در حد زنا

پیام: در اتهام زنا، چنانچه ادعای انحلال نکاح موقت قبل از ازدواج مجدد، صورت گیرد به دلیل حدوث شبهه، حد ثابت نمی شود.


مستندات: ماده 63 قانون مجازات اسلامی 1370

شماره دادنامه قطعی :
9109970908800766
تاریخ دادنامه قطعی :
1391/11/02
گروه رأی:
کیفری

خلاصه جریان پرونده

بر پایه شکایت آقای ب.م.، از خانم ع.الف. فرزند س. و آقای م.ش. [که] به اتهام زنای محصنه در شعبه اول دادگاه کیفری الف محاکمه شده اند، توضیح اینکه آقای الف. به وکالت از شاکی با تقدیم شکوائیه ای به دادسرای الف عنوان نموده از خانم الف. و [آقای] م. به علت داشتن رابطه نامشروع (زنای محصنه) شاکی هستم و توضیح داده که از 7/3/84 متهم ردیف اول همسر موکل بوده به مدت پنج سال به عقد متهم ردیف دوم درآمده و رابطه داشته اند، خواهان رسیدگی هستم ص6 متهمه در دادگاه گفته اگر چه به عقد موقت ب. درآمده بودم؛ لکن حدود 4 ماه پیش وی مرا از خانه بیرون کرد و بخشی از مهریه و اجرت را به من داد و گفت بقیه را حلال کن، من هم به وی گفتم تو هم هر موضوع را برایم حلال کن (بقیه مدت را برایم حلال کن) وی قبول کرد … حاج ب. به آقای ح. تلفن کرد که صیغه طلاق را بخواند، وی گفت صیغه نامه را پاره کنید نیازی به طلاق نیست شاهد هم دارم … بعد با حاج م. ازدواج موقت کردم قابل ذکر است که هیچ کدام ـ ب. و م. ـ مردانگی ندارند، حاج م. نود سال دارد و قادر به حرکت نیست و هیچ توانایی جنسی نیز ندارند … برای اینکه مونس همدیگر باشیم، عقد کردیم … در این سن و سال که پایم لب گور است اقدام به زنا می نمایم؟ اظهارات شاکی و … دروغ محض است …ص44 در جلسه مورخ 11/8/90 مواجهه حضوری بین شاکی و متهمه برقرار و شاکی شکایت خود را تکرار نموده و وکیلش شکایت را توضیح داده و متهمه گفته 78 سال دارم مریض بودم در منزل شاکی، گفتم پول درمانم را بده، قبول نکرد گفت برو، گفتم زن تو هستم چطور بروم؟ به روحانی تلفن کرد که عقد را خاتمه دهد، به وی گفته بود، عقد نامه را پاره کن، ازدواج از بین می رود، ایشان گفت عقد نامه را پاره کردم به تاکسی تلفنی زنگ زد مرا به خانه دخترم فرستاد … بعد از یک ماه و نیم چون تنها بودم با م.ش. ازدواج کردم که زمین گیر است و قدرت نزدیکی ندارد … شاکی اظهارات متهمه را تکذیب نموده است، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و چنین اصدار رأی نموده است: درخصوص اتهام 1- ع.الف. فرزند س. متولد 1312 اهل گرمی مقیم الف 2- م.ش. دایر بر زنای محصنه با عنایت به محتویات پرونده، نظر به اینکه متهم ردیف اول با شاکی ب.م. در عقد موقت بوده و متهم مدعی است که شاکی بقیه مدت را بذل کرده و حتی دو میلیون ریال مهریه را نیز داده است و عقد منحل شده است که در جلسه مورخ 11/8/1390 دادگاه، شاکی قبول کرده مهریه را داده است مدت را بذل نکرده و قبل از اختلاف آن را داده است. با توجه به موارد مذکور متهم ردیف اول مدعی انحلال عقد نکاح موقت بوده و با متهم ردیف دوم عقد کرده است و منکر بزه نیز شده علی هذا به نظر شبهه در امر زنا در این مسأله وجود دارد و دادگاه با استناد قاعده »تدرالحدود به شبهات« و اصل 37 قانون اساسی رأی به برائت متهمین موصوف را صادر و اعلام می نماید. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور می باشد. پس از ابلاغ رأی وکیل شاکی به آن اعتراض و پرونده متعاقب ارسال به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است .

مطلب مرتبط :   مرجع قضایی صالح در رسیدگی به جرم ترک انفاق

رأی شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به محتویات پرونده رسیدگی شعبه محترم اول دادگاه کیفری استان الف و لحاظ انکار متهمه (خانم ع.الف. فرزند س.) و نبود بینه و دلیل اثباتی شاکی (آقای ب.م.) در مورد نامبرده و آقای م.ش. و صدور حکم بر برائت آن ها از اتهام زنای محصنه اشکال اساسی از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ندارد و اعتراض آقای ر.الف. وکیل شاکی با تکرار مطالب خود در مرحله دادرسی هم مؤثر در نقض دادنامه قبلی نیست چون دادگاه به موضوع ازدواج موقت متهمه با شاکی توجه داشته ولی ادعای او دایر بر انحلال علقه زوجیت فی مابین آن ها قبل از ازدواج موقت با متهم دیگر را (بنا بر قرائن) به دور از واقع ندیده و لااقل تحقق زنا را مورد شبهه تشخیص داده است. لذا با استناد به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری رأی معترضٌ علیه ابرام می گردد.
رییس شعبه 6 دیوان عالی کشور ـ مستشار
عروجی ـ رامندی